تبليغاتX
دو هفته نامه ی پیک آستارا - گزارش67

گزارش

در نشست اهالي‌ي ‌فرهنگ و هنر و اصحاب رسانه با فرمان‌دار آستارا عنوان شد:

واقعن اين جلسات به چه دردي مي‌خورد؟!

ورودي: نشست روز يك شنبه (6 اردي‌بهشت 88) هنرمندان و اصحاب رسانه با فرمان‌دار آستارا در سالن اجتماعات اداره‌ي ارشاد آستارا، يكي از جالب‌ترين نشست‌هايي از اين دست بود. در اين جلسه حدود ده نفر از هنرمندان و اصحاب رسانه نظرات خود را بيان كردند كه به طور مشترك به اين نكته تاكيد داشتند: ”اين جلسات به چه دردي مي‌خورد وقتي كه قدمي از قدمي برداشته نمي‌شود؟“ اين‌كه: از مدير كل ارشاد گرفته تا فرمان‌دار سابق و امام جمعه و حالا هم فرمان‌دار كنوني، همه‌ي‌شان آمده‌اند و اين‌جا نشسته‌اند و احتمالن فردا يك نفر ديگر هم خواهد آمد، اما چه نتيجه‌اي داشته است؟!

 

سخنان اهالي‌ي فرهنگ و هنر و رسانه

فريبز آهنين عضو انجمن فيلم و عكس گفت: »عمو پورنگ به آستارا مي‌آيد و چند دقيقه برنامه اجرا مي‌كند و 8ميليون مي‌گيرد، اما به گفته‌ي رييس ارشاد بودجه‌ي سالانه‌ي فرهنگي‌ي ما فقط 6 ميليون تومان است.«

امير سلامت‌زاده، بازي‌گر تئاتر، با برشمردن مشكلان تئاتر و نبود سالن گفت: »شبي 100هزار تومان براي اجراي يك نمايش بايد بدهيم.«

سيامك حسن‌زاده با يادي از زنده‌ياد محمد شيخي گفت: »مبناي جذب نيرو در ادارات ما به جز آزمون‌هاي استخدامي چي‌ست؟ آيا بهتر ني‌ست بچه‌هاي هنرمند در الويت قرار گيرند؟«

فرشاد فاضلي‌مقدم مسئول انجمن فيلم و عكس كه حرف‌هاي‌اش را به شكل نمايش اجرا مي‌كرد گفت: »با توجه به موفقيت‌هاي بچه‌هاي فيلم و عكس امام جمعه‌ي محترم گفت كه مي‌گويد نفري 50 هزار تومان به اين بچه‌ها بدهند. وقتي به دفتر ايشان رفتيم گفت: اگر من چنين حرفي زده‌ام فيلم‌اش را بياوريد!«

تابان هاشم‌نيا خبرنگار ماه‌نامه‌ي طريقت گفت: »كمدي پس از تراژدي مي‌آيد و اين‌كه بچه‌ها امروز در قالب طنز حرف‌هاي‌شان را مي‌زنند در واقع پشت حرف‌شان دردهاي بزرگي نهفته است.«

شيوا فرامند مسئول انجمن شعر گفت: »از مسئولان خواهش مي‌كنم اگر توانايي‌ي انجام كاري را ندارند قول آن را هم به مردم ندهند.«

داوود ملك‌زاده شاعر و سردبير پيك آستارا حرف‌اش را با آمدن يا نيامدن سر اين جلسه آغاز كرد و گفت: »من نگران اين هستم كه روزي برسد كه كسي از اين نشست‌ها استقبال نكند.« وي گفت: »فرمان‌دار، امروز با مشاور سياسي ـ امنيتي‌اش آمده است. در پاييز 86 فرمان‌دار وقت در نشست با هنرمندان با مشاور عمراني‌اش آمده بود. افرادي در سطح فرمان‌دار نيازمند يك مشاور فرهنگي ـ مطبوعاتي هستند.« وي با اشاره به چاپ كتاب توسط شاعران و نويسنده‌گان آستارايي گفت: »امروز كتاب‌هاي شعر اكبر اكسير به چاپ اهارم رسيده است. اكسير با كسب دو مقام در سال 86 در حوزه‌ي شعر نام آستارا را سر زبان‌ها انداخت. ما در ازاي اين اعتلاي فرهنگي، چه عكس‌العملي انجام داده‌ايم؟« سردبير دوهفته‌نامه‌ي پيك آستارا در پايان گفت: »انتظار مي‌رود يك‌سري از خواسته‌هايي كه امروز اين‌جا مطرح شد در كوتاه‌مدت (مثلن آخر بهار) اجرايي شود تا بتوان باز به اين نشست‌ها اميدوار بود.«

 

فرمان‌دار آستارا: اميدوارم كه همه‌ي شما در صحنه‌ي انتخابات حضور هنرمندانه‌اي داشته باشيد

فرمان‌دار آستارا بعد از شنيدن سخنان پرحرارت اصحاب فرهنگ و رسانه حرف خاصي نزد و به طور پراكنده به مرور حرف‌هاي مطرح‌شده پرداخت. وي حرف‌هاي‌اش را با اين جمله شروع كرد: »زبان هنر زبان صراحت(!) و صداقت است.« دكتر كيوان اسدپور نسبت به اين‌كه حتا اگر مباحث چند بار هم تكرار شود خالي از ايراد ني‌ست؛ گفت: »تكرار هميشه بد ني‌ست، مثل نماز. اين هر بار تكرار كردن شما خود نوعي تازه‌گي است.«

فرمان‌دار آستارا كه در طول جلسه چند بار با تلفن همراه‌اش صحبت كرد گفت: »اجازه بدهيد براي جلسه‌ي بعدي بياييم و مروري بكنيم و ببينيم چه‌ مي‌شود. كار فرهنگي كار زمان‌بري است.« اسدپور پس از ذكر اين حرف‌ها گفت: »انتخابات رياست جمهوري در راه است. اميدوارم كه همه‌ي شما در صحنه حضور هنرمندانه‌اي داشته باشيد.«

 

رييس ارشاد آستارا: فرمان‌داري ترتيبي بدهد كه ماهانه تعدادي از هنرمندان خارج از نوبت به تجارت چمداني بپردازند

مهرزاد ماجدي‌فر رييس اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي كه آغاز جلسه هم يك گزارش عمل‌كرد كلي و آماري از وضع فعاليت فرهنگي‌ ـ هنري‌ي آستارا ارايه كرد، گفت: »به فرمان‌دار محترم پيشنهاد مي‌كنم كه در جهت برآورده شدن بخشي از نيازهاي هنرمندان، فرمان‌داري ترتيبي بدهد كه ماهانه تعدادي از هنرمندان خارج از نوبت به تجارت چمداني(شله‌كشي!) بپردازند.

 

نماينده‌ي آستارا: آستارا پيشرفت زيادي داشته است!

فرهاد دلق‌پوش نماينده‌ي آستارا در مجلس شوراي اسلامي نيز وقتي به مراسم آمد در كنار فرمان‌دار نشست و در پايان براي حاضران در جسله سخن‌راني كرد. اكثر افراد در جلسه نسبت به اين جلسه متعجب بودند كه در جلسه‌اي كه نشست با فرمان‌دار قيد شده نماينده‌ي مجلس هم در مقام سخن‌راني و پاسخ‌گويي برمي‌آيد! كاش اگر قرار بود ايشان حضور داشته باشند پيش‌تر اعلام مي‌شد تا حاضران سوال‌هاي‌شان را ايشان هم مي‌پرسيدند. حضور دلق‌پوش در اين جلسه معاني‌ي متعددي مي‌توانست داشته باشد كه اين قضيه را براي بعد مي‌گذاريم. فرازهايي از سخنان نماينده ي آستارا در اين جلسه را براي شما نقل مي‌كنيم:

»مگر من سينه سپر نكردم؟ همين آقاي اكسير كه خيلي‌ها سنگ‌اش را به سينه مي‌زنند سال 62 درخواست مجوز نشريه كرده بود رد صلاحيت شد. ولي چرا بعضي‌ها بعدن آمدند و خيلي پايين‌تر از اكسير هم بودند مجوز گرفتند؟ براي تغيير اين فضا واقعن زحمت كشيده شده.«

»ما نسبت به خيلي از شهرهاي ديگر جلو هستيم. شما برويد لاهيجان را ببينيد. [آمفي‌تئاتر آن] هم‌زمان با آستارا شروع شده اما آستارا پيشرفت زيادي داشته.«

»سالن تئاتر باغ ملي بايد تحت يك مديريتي به هنرمندان سپرده شود. آن زمان من خودم 24ساعته بر آن نظارت داشتم باز هم يك‌سري ايراداتي پيدا مي‌شد كه ما نگران مي‌شديم آب‌روي فرهنگي‌ي ما برود. اين نباشد كه چند تا جوان احساسي بروند با انگيزه‌ي كار، ولي حاشيه هم داشته باشد. دوستان متوجه‌اند چه عرض مي‌كنم.«

»شورا يك وظيفه‌ي فرهگي دارد. من يك‌بار جلسه با آن‌ها گذاشتم و يك‌سري تذكرات شفاف و شديد به آن‌ها دادم. ما كار خودمان را انجام مي‌دهيم. لازم باشد بولدوزر هم سوار مي‌شويم.«

»دوست داريم وفاق‌مان حفظ شود، از هم انتقاد بكنيم ولي دل‌سوزانه. مومن آينه‌ي مومن است.«

»اخيرن در معارفه‌ي رييس دانش‌گاه آزاد آستارا، دبير منطقه‌ي سه‌ي دانش‌گاه آزاد گفت: »من تا به حال نديده بودم يك پزشك عمومي‌ي مودب و باشخصيت فرمان‌دار شود. اين حق آستارايي‌ها است.«