تبليغاتX
دو هفته نامه ی پیک آستارا - چه مي‌كنه اين شوراي شهر آستارا؟! /67

                                                                                                                                                                       

                     چه مي‌كنه اين شوراي شهر آستارا؟! /                             

آن‌چه گذشت...

ـ فرهاد محسنی، بهمن پریان، سروش وظیفه، مرحوم محمد شیخی و بهروز خانقاهی به عنوان اعضای سومین دوره‌ي شورای شهر آستارا انتخاب می شوند.

ـ به رغم این‌که قرار بر این بوده مرحوم شیخی رییس شورا شود، حاج فرهاد رییس می‌شود و مرحوم شیخی نایب رییس و عملن بهمن پریان که انتظاری جز اول شدن نداشت و به واسطه ریاست دفتر نماینده‌ي وقت، به حاشیه می‌رود و فقط در حد یک منشی باقی می‌ماند.

ـ سروش وظیفه که از سخن‌رانی‌های‌اش می‌شد برداشت کرد که یکی از اعضای اَکتیو شورا خواهد بود ولی آن چنان چنگی به دل نمی‌زند و فقط به عنوان «سخن‌گو»ي شورا بسنده می‌کند.

ـ و اما بشنوید از حاج بهروز که چندی پیش در راه رشت - آستارا به همراه سروش خان  و برعکس عضو پنجم دوره‌ي پیشین که در یک حادثه‌ي راننده‌گی جان به جان آفرین تسلیم کرد، جان سالم به در برد ولی هم‌چنان یادگار آن تصادف در پای‌اش نمایان است که بعضن به عنوان عضو کماکان مخالف معرفی شد و خزانه‌داری کرد.

ـ مکان شورای شهر از یک محل متروکه به داخل شهر نقل مکان کرد.

ـ کلنگ خانه‌ي شورا به زمین زده شد و بعد از چندی عملیات اجرایی آن آغاز گردید.

ـ چند بار قرار شد در دیداری رو در رو با مردم گزارش عمل‌کرد به مردم داده شود ولی هر بار بنا به دلایلی که همیشه نامعلوم می‌ماند، عقیم ماند.

ـ به دنبال رای‌زنی‌هایی برای انتخاب شهردار جدید کما کان اروج‌علی کوهی بر مسند کار باقی ماند.

ـ در مقطعی محسنی با خبرنگان نمی‌سازد و فرمان‌دار در یک حرکت نمادین (مثل آشتی‌کنان علی کریمی و علی دایی) محسنی را با خبرنگاران آشتی می‌دهد.

ـ کما کان پریان به یاد رییس بودن در دفتر نماینده‌ي قبلی در کاغذ پاره‌هایي به اداراتی مثل کمیته‌ي امداد و بهزیستی و گمرک، نامه می‌نویسد و درخواست کمک مالی و کالایی برای شهروندان می‌نماید.

ـ مرحوم شیخی به واسطه‌ي مدیر عاملی‌ي باشگاه شهرداری، حضورش در شورا کمی کم‌رنگ می شود به همین دلیل هم در فرمان‌داری با ... دهن به دهن می‌شود که ای کاش هیچ وقت نمی‌شد!.

ـ حاجی بهروز درگیر تصادف است، پریان هم‌چنان گوشه‌نشین است و به ریاست شوراي شهرستان می‌بالد. سروش هم تیپ می زند و با عنوان «سلام عزیزیم» به ابراز احساسات هم‌شهريان‌اش پاسخ مي‌دهد. مرحوم شیخی که دیگر نی‌ست و محسنی هم خوش است به ریاست شورا...

*

خب، حالا بعد از اين همه حرف، چی به شهر رسیده؟ مردم از این انتخاب خود چه عایدشان شده؟ کجا رفت آن همه‌ي شعارها و وعده‌ها؟ کجاست آن دست‌زدن‌ها و احسن احسن گفتن‌ها به سخن‌رانان میتینگ‌های سخن‌رانی در روزهای پر التهاب انتخابات شورا؟ چرا محسنی دیگر از انتقادهايي که قبل از انتخاب شدن بر می‌شمرد، دیگر برنمی‌شمارد؟ تختی‌ي آستارایی هم که دیگر جمع ما نی‌ست! چرا پریان داستان موش و گاو و مرغ و مار را نمی‌گوید؟ چرا سروش مرد عمل، بی‌عسل مانده است؟ بهروز خانِقاهی چه می‌کند؟

کار به جایی رسیده که هدف هر کدام از اعضای شورای شهر انتخاب شدن به عنوان رییس شورا می‌باشد و از چند وقت قبل رای‌زنی‌ها برای آن آغاز می‌شود. همان‌هایی که در روز انتخابات دم از مردم‌داری و خدمت می‌زدند اکنون دعوا بر ریاست است! به طوری که چند روز پیش که انتخاب رییس شورا بود در عین ناباوری سه تن از اعضای شورا نام خودشان را به عنوان رییس در صندوق انتخاب می‌اندازند و دو تای بعدی هر کدام به یکی از افرادی که قبلن با هم صحبت کرده‌اند رای می‌دهند (یاخچی کی بِِشی ده اوزونه رای سالمیب‌لر). در نتیجه محسنی و خانقاهی هر دو دارای دو رای می‌شوند و یکی از اعضا که خودش را انتخاب کرده تنها می ماند و در نهایت وقتی رای دو به دو می شود نوبت به قرعه‌کشی می‌رسد و خانقاهی که یک بار در ماراتن پایاپای با ترک‌پور شانس خود را به رخ دیگران کشیده بود این‌بار هم مرد خوش‌شانس لقب می‌گیرد و به عنوان چاهارمین رییس سه دوره‌گی‌ي شوراي شهر آستارا انتخاب می‌شود.

هرچند که به گفته‌ي شاهدان مطلع و منابع موثق قرار سه نفره‌ي اعضای شورا بر انتخاب کس دیگری بوده است که در ساعاتی مانده به انتخابات رییس جدید، به یک‌باره ورق بر می‌گردد و همانی می‌شود که خواندید و مطمئنن بیش‌تر و بهتر از من بی‌سواد شنیده‌اید.

به هر حال این ریاست شورا مبارک حاجی بهروز باشد ولی یک سوال: اول این‌که حاجی بهروز! اگر مقام ماندنی بود به تو نمی‌رسید و حاجی فرهاد تو هم زیاد خودت را ناراحت نكن و از دست نارفیقان گله‌مند نباش که کار دنیا همین است. راستی سوال‌ام یادم رفت: حاجی بهروز! در شرایطی که تو فقط یک موافق داری و حاجی فرهاد هم یک موافق و بالطبع مهندس تازه وارد هم تنها خواهد بود، پس تکلیف مصوبات احتمالی‌ي شما چه خواهد شد؟ نکند می‌خواهید آن‌ها را هم قرعه‌کشی کنید؟)  شورای شهر آستارا در پایان دوره‌ي چاهار ساله‌اش چه گلی به سر این شهر زده که بخواهد به آن ببالد؟ کجا رفت آن همه شعارهای رویایی؟ چی شد آن همه سخنان نغز و شیوا؟ کجاست آن محبت و دوستی که در اوایل انتخاب شدن‌تان با یک‌ديگر صحبت می‌کردید؟ شما که به عنوان اعضای نمونه‌ي شورای استان انتخاب شده‌اید! (می‌گم خودمونیم‌ها، اگه نمونه‌ها این‌ها باشند بقیه ببین چی هستن!) شما دیگه چرا کاپیتان؟ محسني که به عنوان رییس نمونه‌ي استانی انتخاب شده بود پس چرا نگذاشتید طعم شیرین آن را لااقل برای چند صباحی داشته باشد؟ اگر نمونه بود چرا از نمونه‌گی‌اش استقاده نکردید؟ به هر حال تا چشم به هم بزنید این دو سال باقی مانده هم به پایان رسیده و شما می‌مانید و این مردم آستارا و گواهی‌ي تاریخ. (البته یک‌سال باقی مانده معمولن صرف انتخابات و تبلیغات دوره‌ي بعد می شود.)

تا دیر نشده بیایید و چند یادگاری از خودتان برای این شهر به یادگار بگذارید و تا شايد باز هم برای دوره‌های بعد ـ بدون هزینه‌های میليونی‌ي انتخابات ـ انتخاب شوید و در جای‌گاه خودتان بمانید. به مردم این شهر خدمت کنید و دوستی و مودت را هم هیچ وقت فراموش نکنید. به یاد شعر معروف مرحوم کلانتریان افتادم که گفته است:

رحمت اؤلسون اؤ بویوک کَسلَره کی مکتب آچیب

                                          سَنه ایراندا وِِريب نام و نیشان آستارامیز

گَل اونودما اؤلارين شانلي اولان آدلاريني

                                          دئمه‌سنولر سنه تا حق اونودان آستارميز