تبليغاتX
دو هفته نامه ی پیک آستارا - پیامک بازار67

پيامك بازار

ـ بس که بد می‌گذرد زنده‌گی‌ي اهل جهان / مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند! (بي‌دل ده‌لوي)

ـ از يكي مي‌پرسن آرزوت چيه؟ مي‌گه: دكتر بشم از اتاق عمل بيام بيرون بگم: متاسفم!

ـ شكسپير مي‌گه: كسي رو كه دوست داري هر چند وقت يه‌‌بار بهش يادآوري كن تا فراموش نكنه قلبي براش مي‌تپه.

ـ اگه گفتم دلم تنگه براتون / واسه قهر و واسه ناز كردناتون / نه كه هر ده نفر پاشيد بياييد / كجا رفته آخه شرم و حياتون؟! (خالو)

ـ تو جاده‌ي رفاقت، تو تنها پمپ بنزيني هستي كه بدون كارت سوخت بنزين مي‌زنم!

ـ آيا از بخشنده‌گي و مهرباني ـ كه نخستين حالت خداوند است ـ در ما نشاني هست؟ (گريت اُرُد)

ـ ما گر چه در اين مسير مبهم هستيم / با قدرت عشق، خالي از غم هستيم / يك چيز ته دل‌ام به من مي‌گويد / تا آخر اين مسير با هم هستيم.

ـ ياتما تؤلكي دالداسيندا گؤي يئسين اصلان سني / كئچمه نامرد كؤرپيسندن گؤي آپارسين سئل سني!

ـ زن به شوهر: من پنج دقيقه مي‌رم خونه‌ي شمسي خانوم حرف بزنم تو هر نيم ساعت يه سري به غذا بزن!

ـ خشم، استبداد كوچك است.

ـ خورشيد بر آنان كه گرماي‌اش را احساس نمي‌كنند نمي‌تابد. (زرتشت)

ـ خزر آنفولانزاي مرغي دارد / شالي آنفولانزاي گراز / من قورباغه‌اي بي‌رود و باغام / آلوده به آنفولانزاي عشق...! (متسر مارهش)

ـ مدام به فكر كسب دوستان جديد نباشيد بل‌كه حفظ دوستاني كه داريد و ايجاد رابطه‌ي بهتر با آن‌ها خود نوعي يافتن دوستان جديد است. (دي. جان‌سورتن)

ـ يه خسيس با زيرپوش مي‌ره تو برفا، بهش مي‌گن: پس چرا اين‌جوري...؟ مي‌گه: آخه دو تا پني‌سيلين دارم كه داره وقتش مي‌گذره!

ـ يارو مي‌خواسته زيردريايي‌ي دشمن رو غرق كنه، در مي‌زنه فرار مي‌كنه!